نویسنده : مدیر سایت موضوع : بولتن علمی بدون دیدگاه

اهـميت پـرورش تـليسه

يكى از مهم ترين بخش هاى يك دامدارى صنعتى شيرى، پرورش تليسه مى باشد. متأسفانه در اكثر دامدارى هاى كشور توجه خاصى از ديد مديريتى و تغذيه اى، به پرورش تليسه ها صورت نمى گيرد. مديريت صحيح پرورش تليسه ها شامل كليه مراحل رشد و مسائل تغذيه اى و غيره مى باشد، كه در اين مطالعه به بررسى اين مطالب خواهيم پرداخت.

 

  • دوره بعد از شيرگيرى گوساله ها

مدت كوتاهى بعد از زمان شيرگيرى، گوساله ها را در گروه هاى 8 تا 10 رأسى و در جايگاه هاى گروهى جاى مى دهند. برنامه تغذيه براى گوساله ها تا چهار ماهگى بايد يك شروع كننده باشد كه حداقل 16 درصد پروتئين خام داشته باشد.

در سن 4 ماهگى مى توان جيره تليسه را به كنسانتره اى كه 14 تا 16 درصد پروتئين دارد تغيير داد، در اغلب موارد 2 كيلوگرم كنسانتره در روز، رشد و وضعيت بدنى مناسب را ايجاد مى كند. هنگامى كه تليسه ها 10 ماه سن دارند، در صورت وجود علوفه مرغوب مى توان مصرف كنسانتره را قطع نمود. جيره تليسه بايد مقدار كافى نمك و همچنین مکمل های فسفر، مواد معدنی کمیاب و ویتامین های ضروری A و Dو E را نیز داشته باشد.

پرورش تليسه هاى مسن تر از يكسال آسان و كم هزينه است، زيرا در اين سن شكمبه حيوان رشد كافى يافته و به آسانى مى تواند انرژى و پروتئين لازم را از علوفه خشك، سيلو يا مرتع به دست آورد.

 

در صورت مصرف علف خشك يا سيلوى ذرت بايد پروتئين بيشترى براى اين حيوانات فراهم شود. دام هايى كه علوفه لگومينه مصرف مى كنند، كلسيم كافى دريافت مى نمايند، لذا بايستى فسفر كافى در اختيار آن ها قرار گيرد. در صورت استفاده از سيلوى ذرت فراهم نمودن كلسيم و فسفر ضرورى است.

 

2 تا 3 ماه  قبل از تاريخ زايمان، بايد تغذيه كنسانتره در تليسه ها آغاز شود تا مواد مغذى براى رشد جنين فراهم گردد. هدف از برنامه پرورش تليسه داشتن حيوانى با جثه مناسب و بزرگ است، بطورى كه بتواند در 15 ماهگى يا قبل از آن جفتگيرى نمايد.

 

تغذيه بيش از حد، تليسه هاى به وجود مى آورد كه در هنگام زايمان چاق شده و در هنگام زايش با مشكلات سخت زايى و ديگر مشكلات متابوليكى مواجه خواهيم شد. همچنين بعد از زايش نيز شير كمترى توليد نموده و پستان هاى آن ها بافت ترشحى كافى ندارند. حيواناتى كه در سطوح كمتر از نيازهاى توصيه شده از تولد تا زايمان تغذيه شوند به اندازه حيوانات با تغذيه طبيعى، شير توليد نمى كنند. تليسه هايى كه قبل از زايمان كمتر از حد نياز تغذيه مى شوند به دليل كوچك تر بودن جثه سخت زائى بيشترى را خواهند داشت. همچنين، تغذيه نا مناسب، بلوغ را نيز به تأخير مى اندازد.

 

آب تميز و تازه نيز بايد به طور آزاد در اختيار گوساله ها قرار گيرد زيرا كمبود آب باعث كاهش مصرف ماده خشك مى شود. مصرف آب وابسته به بسيارى از فاكتور ها نظير سن، اندازه بدن، دما و ميزان مصرف علوفه است.

 

  • تعليف تليسه روى مرتع

اغلب گاودار ها تليسه را در مرتع مورد تعليف قرار مى دهند كه اين امر منجر به رشد و افزايش وزن كمتر آن ها مى شود. اگر مرتع ناكافى باشد خوراك مكمل نظير علوفه ها يا كنسانتره ها ضرورى مى باشد. مراتع ايران به

تنهايى قادر به رفع احتياجات غذايى تليسه هاى در حال رشد نيست بخصوص در مورد تليسه هاى زير يكسال، ولى مى توان براى رفع بخشى از احتياجات از آن استفاده نمود.

چراگاه هاى بهاره سرشار از پروتئين املاح و ويتامين هاست ولى از لحاظ انرژى كمبود دارد و بايد با مكمل انرژى همراه شود. در تابستان كه رشد گياهان مرتع كند شده و چراگاه بالغ مى شود، مى توان از علوفه انبارى استفاده نمود.

اگر در سنين 6 تا 12 ماهگى تليسه ها روزانه با 1 تا 2 كيلوگرم كنسانتره با كيفيت عالى تغذيه شوند، شاهد رشد مناسب آن ها در صورت تعليف در مرتع خواهيم بود.

 

  • تغذيه تكميلى در مرتع

آزمايش هاى تغذيه اى نشان داده كه از ميانه تابستان تا پايان آن كيفيت علوفه مرتعى كاهش مى يابد و رشد تليسه ها به طبع آن كاهش مى يابد. البته مى توان اين رشد را با علوفه مرغوب و سيلو جبران نمود. تليسه هايى كه روى مرتع پرورش مى يابند بايستى دى كلسيم فسفات، عناصر كم مصرف و سنگ هاى نمك به صورت آزاد در اختيارشان قرار گيرد. در صورت بروز تتانى در تليسه ها بايد با مكمل منيزيم تغذيه شوند. در صورت بروز نفخ مى توان از علوفه خشك و انبارى استفاده نمود و همچنين به كنسانتره، یونفر (موننسین يا لازلوسيد) اضافه نمود. وجود آب تميز و كافى در مرتع از اهميت خاصى بر خوردار است. تليسه هايى كه از علوفه تازه استفاده مى كنند نياز چندانى به مكمل هاى ويتامينى ندارند بنابراين در سيستم پرورش در مرتع نگرانى زيادى در اين مورد وجود ندارد.

 

  • گروه بندى تليسه ها بر اساس وزن و جثه

تحت هر شرايط مديريتى همواره تليسه هاى بزرگ تر غذاى بيشترى مصرف مى كنند. به همين دليل نرخ رشد درون گروه دامنه وسيعى دارد. براى رفع اين مشكل مى توان از روش هايى مانند قفل هاى گردن در محل آخور ها براى اين گونه تليسه ها استفاده نمود. گروه بندى تليسه ها بر اساس دامنه سنى و وزن آن ها و ميزان مصرف غذا كنترل مى شود. دليل ديگر وسعت دامنه رشد تليسه ها، وجود قدرت انتخاب غذاست، يعنى تليسه ها مواد خوراكى را بر اساس خوش خوراكى و سليقه انفرادى انتخاب مى كنند و امكان دارد برخى مواد را كمتر مصرف كنند. براى رفع اين مشكل استفاده از جيره كامل توصيه مى شود، همچنين مطالعات مختلف نشان داده كه اين روش تغذيه در تليسه ها بسيار موفق آميز مى باشد.

 

  • ميزان رشد تليسه ها

ميزان رشد يكى از شاخص هاى پرورش در برنامه مديريت به شمار مى رود. ميزان رشد و مدت زمان لازم براى پرورش تليسه، سن اولين زايمان را مشخص مى سازد. آغاز بلوغ با جثه بدن ارتباط نزديكى دارد، وقتى تليسه ها 30 تا 40 درصد وزن دوره بلوغ خود را كسب مى نمايند، دوره بلوغ آغاز مى شود. تليسه ها بايد در سن 14 تا 15 ماهگی برای  تلقيح آماده شوند تا در سن 24 ماهگى زايمان كنند. صرف نظر از سن، تليسه ها بايد رشد نمايند و در زمان زايمان اول به 80 تا 85 درصد وزن بلوغ برسند.

پيشنهاد شده كه ميزان رشد تليسه ها قبل از بلوغ در حد متوسط باشد و پس از بالغ شدن ميزان رشد آن براى دستيابى به وزن مطلوب در زمان زايمان افزايش يابد. تليسه هايى كه دوران آبستنى از رشد سريع برخوردار هستند وزن بدن آن ها در زمان زايمان بالا تر است و مشكلات زايمان كمترى دارند. همچنين مقدار شير توليدى آن ها در اولين دوره شيردهى بالا تر خواهد بود.

دو جزء مهم و عامل موفقيت در برنامه پرورش تليسه، وزن كردن و تعيين ابعاد بدن آن ها است. وزن بدن به تنهايى نمى تواند وضعيت تغذيه تليسه را منعكس نمايد و براى بررسى نمو تليسه بايد وضعيت اسكلت از جمله ارتفاع جدوگاه مورد اندازه گيرى قرار گيرد. ارتفاع بدن تليسه شاخص رشد اسكلت بدن است در حالى كه وزن بدن، ميزان رشد اندام ها، ماهيچه ها و بافت چربى را منعكس مى سازد. اندازه گيرى ابعاد بدن و توزين دام ها امكان مقايسه آن ها را با ميانگين استاندارد نژادى امكان پذير ساخته و مى تواند بعضى از مشكلات را مشخص نمايد تا به آن ها توجه بيشترى معطوف گردد.

 

  • كمبود هاى تغذيه اى

تليسه هايى كه جيره آن ها از لحاظ انرژى، پروتئين، املاح و يا ويتامين ها كمبود دارد، رشد آهسته ترى نسبت به ساير تليسه ها خواهند داشت. علاوه براين كارايى توليدمثل آن ها كاهش مى يابد و اگر اين كمبود ادامه پيدا كند بيمارى هاى متابوليكى عارض مى شود. به طور مختصر عوارض برخى كمبود ها كه در تليسه ها اتفاق می افتند عبارتند از:

 

  • كمبود انرژى

علوفه خشبى مسن، مرتع ضعيف يا كمبود كنسانتره باعث بروز اين كمبود مى شود. يكى از مهم ترين عوارض اين كمبود، فحلى خاموش است. ضعف در تشخيص به موقع فحلى باعث تأخير در تلقيح شده و  در اين صورت تعداد تلقيح به ازاء هر آبستنى افزايش مى يابد. تليسه ها بايد در زمان تلقيح به وزن استاندارد رسيده باشند، تليسه هايى كه انرژى كمى دريافت كرده اند بايد با خوراك سرشار از انرژى تغذيه شوند ولى اين تغذيه بايد محدود باشد زيرا چاقى مفرط نيز باعث كاهش بازدهى توليد مثلى مى شود.

 

  • كمبود پروتئين

علائم كمبود پروتئين در تليسه ها شامل كاهش اشتها، كاهش نرخ رشد و نيز فحلى خاموش است. در زمان آبستنى پروتئين يك ماده ضرورى است و كمبود آن باعث رشد نا مناسب جنين مى شود. كمبود طولانى مدت پروتئين و انرژى باعث عدم رشد تخمدان و رحم شده و بلوغ جنسى در تليسه ها را به تاخير مى اندازد.

 

  • كمبود فسفر

كمبود فسفر باعث بيمارى پيكا و كاهش اشتها مى شود، همچنين بلوغ جنسى را به تأخير مى اندازد. علاوه براين، باعث سركوب علائم فحلى مى شود.

 

  • كمبود يد

علائم كمبود يد شامل كاهش نرخ آبستنى، جفت ماندگى و نقض در بروز علائم فحلى است. ضعف گوساله و مرده زايى نيز از ديگر علائم كمبود يد مى باشند. گوساله هايى كه از گاوهاى با كمبود يد به دنيا مى آيند مستعد ابتلا به گواتر هستند.

 

  • كمبود روى

اطلاعات درباره تأثير روى بر توليدمثل، كامل نيست، اما مواردى ديده شده كه كمبود آن بارورى و ايمنى در برابر عفونت ها را كاهش مى دهد.

 

  • كمبود كبالت

گوساله هاى داراى كمبود كبالت رشد واشتهاى كمى دارند و باعث عارضه کم خونی در آن ها می شود.

 

  • كمبود نمك

كمبود مزمن نمك باعث كاهش اشتها، رشد ضعيف و كاهش توليد شير مى شود.

 

نتیجه گیری کلی:

تعذيه ناكافى منجر به رشد آهسته و زير استاندارد توصيه شده بوده و در واقع به ضرر گاودار است و باعث كوتاه شدن عمر مفيد دام مى شود. همچنين تغذيه نا كافى رشد را كاهش داده و سن اولين زايش را افزايش مى دهد.

تغذيه بيش از حد نيز باعث چاقى و مشكلات توليدمثلى قبل و بعد از زايمان مى شود، همچنين مصرف بيش از حد انرژى باعث افزايش بافت چربى پستان شده و تعداد سلولهاى شير ساز را كاهش مى دهد.